حضرت امير المومنين علي (ع) میفرمایند؛ «ان الله سبحانه فرض فی الاموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الا بما منع به غنی والله تعالی سائلهم عن ذالک» «خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.» " الجنه تحت اقدام الأمّهات" "حضرت فاطمه زهرا صديقه كبري (س)" دختر آخرين پيام آور وحي، همسر علي ابن ابيطالب؛ خداوند او را از نور و عظمت خود آفريد، آسمان و زمين را از اين نور روشن كرد. يگانه گوهري كه خداوند بر بعثت پيغمبر و مومنين منت نهاد، امابيها، مادر دوازده كواكب آسمان امامت كه براي برپايي فرمان خداوند قيام كردند، داراي والاترين مقام در دو عالم است. مهربانم روزت مبارك بهار با تو زيبا است ... به انتظار بهار نشسته ايم ... روزهاي معكوس تا بهار آغاز شده ... دوباره با آمدن بهار زندگيمان ورق مي خورد ... هر كسي به شيوهايي از بهار استقبال ميكند چشم انتظار بودن... بهار زيباست و زيباتر از آن وقتي چشم انتظار عزيز سفر كرده باشي در آن صورت است كه چهره خندان بهار را با تمام وجودت احساس ميكني انتظار انتظار و باز هم انتظار ... وقتي پرستوها در آسمان بيكران محو ميشوند، ميتواني آنقدر به آسمان نگاه كني كه شاهد برگشت دوباره آنها باشي. اما زماني كه تو سفر كردي، مسير هفت آسمان بيبازگشت شد. مسير هفت آسمان بيبازگشت شد در بهار امسال باز هم خزان بي تو بودن را تجربه خواهم كرد سومين بهاري است كه چشم به راهت نشستهام شايد دوباره برگردي و بهار را با هم جشن بگيريم. رسم ميهمان نوازي را ميشكنم وقتي كه بهار پشت در خانه ايستاد و منتظر اجازه صاحب خانه است. رسم ميهمان نوازي را ميشكنم. خود را بر سر مزار پاكت ميرسانم و بر روي سنگ در خانهات اشك ميريزم تا در خيالم بار ديگر، محبت دستان مهربانت را احساس كنم. هنوز هم به دعايت نيازمندم ... پدر
دیشب وقتي از محل كار به خانه برميگشتم به ميدان فردوسي كه رسيدم، زني را ديدم که ساعتها فکرم را مشغول کرد. عابران هم بي تفاوت شاهد نابودي و بيچارگي انساني، در بدترين شرایط موجود بودند. در هواي سرد، وسط خيابان ايستاده بود. ماشينها با سرعت زياد در حال حركت بودند و هر لحظه امكان تصادف براي آن زن وجود داشت. در ايستگاه نشسته بودم و به آن زن نگاه مي كردم... خيلي سخته كه از جنس خودت را در پايينترين موقعیت اجتماعی ببيني و نتواني براي نجاتش كاري كني. فقر باعث شده بود، زن اسير پستترين كار شود، براي به دست آوردن يك لقمه نان يا براي بدست آوردن يك سر پناه، و يا هر چيز ديگري كه ارزشش اين روزها از آدمها بالاتر است. مرگ بهتر از نابودي تدريجي در پستترين شرايط است. فقر سايه شوم خود را بر روي زمين گسترانيده است و در هر زمان شاهد فتوحات بي و حد مرزي از فقر در سراسر جهان هستيم. فقر اقتصادي منجر به فقر فرهنگي و باعث از بين رفتن دين و مكتب ميشود و انسان را به باتلاق منكر و فحشا فرو ميبرد. مولايمان حضرت علي (ع) به فرزندش امام حسين (ع) ميفرمايد: " فرزندم انساني را كه به دنبال بدست آوردن غذا خويش است سرزنش مكن زيرا كسي كه قوت و غذايش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زياد است." فقر انسانيت انسان را از بين ميبرد، فقر منفورترين واژه است. فقر انسانيت را به اسارات و بردگي ميگيرد و حق زندگي را از انسان سلب كرده و انسان را نابود ميكند. "خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده كه سطح زندگي خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير را فقرش برآشفته نكند." (خطبه ۲۰۹) وقتي كوچك بودم محرم براي من حال و هواي ديگري داشت با شور و شوق كودكانه خود رخت عزا بر تن ميكردم و با شيشه گلاب كوچكي كه در دست داشتم ، عطر گل محمدي را بر سر و روي هيئتهاي عزادار حسيني هديه ميكردم. نميدانستم بانوي كربلا حضرت زينب (س) در عاشورا چه حماسهاي آفريده بود. نميدانستم چرا مادرم هر گاه نام زينب (س) را به زبان ميآورد و از آن بزرگوار به امالمصائب ياد ميكرد، چشمانش اشك آلود ميشد؟ وقتي كودك بودم نميدانستم سرور و سالار شهيدان و ياران وفادارش اولين حماسه بزرگ را در طول تاريخ بشريت بر پا كردهاند و با جاري شدن خونشان بر زمين كربلا، امانت خاتم انبياء محمد مصطفي (ص) را تا روز قيامت جاودانه نگاه داشتهاند. خون عزيزترين شهيدان بر روي زمين كربلا، بهشتي را به وجود آورده كه عاشقان ابا عبدالله حسين (غ) تنها بر روي خاك كربلا به آرامش ميرسند. وقتي با شور و شوق كودكانه خود عطر گلاب را نثار عزاداران ميكردم ميديدم با نوشيدن جرعهاي آب از دست سقا؛ فرياد ميزدند "يا حسين مظلوم" صداي عزاداران حسيني تا آسمانها بالا ميرفت و پرندگان نيزمست صداي، عزاداران سالار شهيدان ميشدند. بعدها متوجه شدم كه رود فرات را بر شهيدان كربلا بسته بودند. عشق به حسين ابن علي عشقي الهي است كه خداوند بر دل و جان من بخشيده است. وقتي به عظمت و بزرگي خداوند سرتعظيم فرو ميآورم پيشاني خود را بر روي تربت پاك كربلا زينت ميبخشم. گويند حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) زماني اذن دخول زيارت ميدهند كه اشك از ديدگانت بر سر و رويت جاري شود، بر مظلوميت حسين ابن علي اشك ميريزم تا زيارت نصيبم شود. چند سال پيش تابلويي از چهره مبارك حضرت علي (ع) را طراحي ميكردم. وقتي مشغول كار طراحي ميشدم با تصوير مبارك حضرت علي (ع) راز و نياز ميكردم. آخر كار طراحي چهره حضرت علي (ع) بودم تابلو را كنار گذاشتم و خوابيدم. در عالم خواب، خواب ديدم، در مكاني بودم كه صداي تلاوت بسياري زيبايي از قرآن به گوش ميرسيد، نميدانستم كجا هستم تا اينكه فردي به استقبالم آمد و مرا متوجه جشني بزرگ كرد. به اطرافم نگاه كردم ديدم تابلوي را كه طراحي ميكردم در بالاترين جايگاه مجلس قراردارد، دو تابلوي ديگر از حضرت علي (ع) نيز در آنجا بود. تابلوي دوم تصويري از حضرت امام علي (ع) كه در كنارشان شير بزرگي نشسته بود و در دست مباركشان ذوالفقار بود. تابلو سوم چهره مبارك حضرت علي (ع) كه در گوشه ديگر مجلس قرار داشت. رو به فردي كردم كه به استقبالم آمده بود و پرسيدم اينجا كجاست؟ گفت شما را حضرت علي (ع) دعوت كردهاند، شما ميهمان ايشان هستيد. سرمست غرور و شادي شدم، برگشتم تا چهره ديگر ميهمان حاضر در مجلس را ببینم اما نتوانستم چهره ميهمان را بينيم. از خواب بيدار شدم و به خوابي كه ديده بودم فكر ميكردم به خودم كه اومدم متوجه شدم كه روز «عيد غدير خم» است. امشب هم شب عيد غدير است، آرزو دارم يك بار ديگر به اون ميهماني بزرگ دعوت بشم و از مولايمان امير المومنين حضرت علي (ع) تشكر كنم. عيدتون مبارك... به نام آن ذات بیمانندی که مهر را در گلشن حقایق پرورش میدهد. من نمیدانم، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد، حج: یعنی آهنگ، مقصد یعنی حرکت نیز هم. و همه چیز با کندن از خودت، از زندگیت و ازهمه علقههایت آغاز میشود، مگر نه که در شهرت ساکنی؟ سکونت، سکون، حج نفی سکون.چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ. حج: جاری شو! جنگیدن، کینه ورزیدن و ترس. زمین را، مهلت صلح، پرستش و امنیت دادهاند، خلق با خدا وعده دیدار دارند، صدای ابراهیم را بر پشت زمین نمیشنوی؟ و او در خانهاش ترا به فریاد میخواند، دعوتش را لبیک گوی! پس اکنون که در “دار عمل” هستی خود را برای رحلت به ” دار حساب ” آماده کن، مردن را تمرین کن، پیش از آنکه بمیری، بمیر. سلام چند وقتی بود میخواستم یه وبلاگ داشته باشم اما نه اسم خوبی برای وبلاگ به نظرم می رسید نه موضوعی که بتونم با اون شروع کنم. برای اسم وبلاگ هر چی فکر كردم چيزي به ذهنم نرسيد. يك لحظه چشمم به قرآني كه كنار کامپیوترم بود افتاد با نام خدا قرآن را باز كردم جزء 8 - سوره الاعراف - آيه 68 آمد. وقتی خداوند برای راهنمای قوم «عاد» از ميان قوم، «هود» را برگزید سران قومش كه كافر بودند گفتند در حقيقت ما تو را در نوعى سفاهت مىبينيم و تو را از دروغگويان مىپنداريم . اما فرستاده خداوند فرمودند: أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ﴿۶۸﴾ پيامهاى پروردگارم را به شما مىرسانم و براى شما خير خواهى امينم . این وبلاگ «رسالات» من است از نظر و پیشنهاد دوستان خوب و عزیزم خوشحال میشم. خداوند مهربان اى ذخیره من هنگام سختى، اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار، اى همدم من هنگام ترس و وحشت، اى رفیق من در غربت، اى صاحب اختیار من در نعمت، اى فریاد رس من در غم و اندوه، اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى، اى توانگرى من هنگام ندارى، اى پناه من هنگام درماندگى، اى کمک کارم در بیچارگى و پریشانى. 


مادر، فرشته زمين، برترين موهبت و نعمت الهي در ميان هر قوم و ملتي.
اسلام همان طور كه امور ارزشي را براي انسانها روشن و معرفي ميكند براي مقام شايسته و رفيع مادر اهميت بسيار زيادي قائل است؛ تكريم اين مقام بهشتي را واجب و خدمتگذاري به مادر را از بزرگترين و بهترين عبادات ميداند.
مادر در قرآن و روایات مورد تمجید قرار گرفته و خداوند ضمن ارج نهادن به مقام والدین، تکالیف فراوانی بر عهده فرزند قرار داده است و در روايتي از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم آمده است:
مادر پرورش دهنده بشريت است؛ فرد و جامعه را به سعادت جاودانه ميرساند.
قرآن كريم از زنان و مادران بلند مرتبهاي بسياري ياد ميكند و آنان را برترين زنان عالم معرفي كرده است، حوا، ، همسر عمران نبي ، همسر ايوب پيامبر، همسر حضرت ابراهيم، آسيه همسر فرعون ، بلقيس ملكه سبا، مادر حضرت موسي، مريم مقدس مادر حضرت عيسي، دختر شعيب پيامبر (ص) و ...
حضرت محمد مصطفي (ص) در مورد دخترشان ميفرمايد: "فاطِمة خُلِقَتْ حُورِيَه فى صُورَةٍ اِنْسية"
حضرت زهرا (س) حوریهای ميباشد که به سیمای انسان آفریده شده است.
ایام، ایام حج است و موسم، موسم ذبح اسماعیل
ای حاج! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟
نیازی نیست؟ کسی بداند، باید خود بدانی و خدایت
، اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت…..
و اکنون که “آهنگ خدا” کردهای در “منی” ذبح کن.
گوسفند را هم از آغاز تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید، و
آن را، بجای اسماعیلت، به تو ارزانی کند.
اینچنین است ذبح گوسفند را، به عنوان قربانی، از تو میپذیرد،
چرا که ذبح گوسفند بجای اسماعیل، “قربانی” و ذبح گوسفند به عنوان گوسفند، ” قصابی” است!
هجرت از ” از خانه خویش ” به ” خانه خدا”،”خانه مُردم”!
ای برلبهای دیگران ترانهساز، آهنگ نیستان خویش کن!
موسم: و اکنون هنگام در رسیده است، لحظه دیدار است، ذی حجه است، ماه حج، ماه حرمت.
حج کن!
به میقات رو، و با آنکه ترا آفرید وعده دیدار داری.
احرام در میقات: میقات لحظه شروع نمایش، و پشت صحنه نمایش است و تو که آهنگ خدا کردهای و اکنون به میقات آمدهای، باید لباس عوض کنی. لباس! کفن پوش.
رنگها را همه بشوی!
سپید بپوش، سپید کن، به رنگ همه شو، همه شو، همچون ماری که پوست بیندازد، از”من بودن” خویش بدرآی، مردم شو. ذرهای شو، در آمیز با ذرهها، قطرهای گم در دریا،
” نه کسی باش که به میعاد آمدهای”،
خیس شو که به میقات آمدهای ”
” بمیر پیش از آنکه بمیری ”
جامه زندگیت را بدرآور،
جامه مرگ بر تن کن.
اینجا میقات است.
نیت: نیت کن! همچون خرمایی که دانه میبندد، ای پوسته، بذر آن”خود آگاهی”را در ضمیرت بکار و خداآگاه شو،
خلق آگاه شو، خودآگاه شو.
و اکنون انتخاب کن،
راه تازه را،
سوی تازه را،
کار تازه را،
و خود تازه را.
ادامه مطلب
| Design By : Pichak |
